تنهایی دل انگیز

بالاخره پاییز اومد.دو روزی میشه که حال و هوای پاییز اومده و از گرمای وحشتناک تابستون خبری نیست.اینروزها تو خونه ام ،یکی یکی جلسات درسهامو دانلود می کنم و گوش میدم بعد به سوالا جواب میدم و میرم سراغ یه جلسه دیگه .

امروز نمیدونم چرا همش بیاد دانشجوها و خابگاهیا بودم،

تصور کردم اگه الان تو خابگاه بودم با چند نفر از شهرها و فرهنگای متفاوت چیکار میکردم ؟

واقعا فکرش هم خسته کنندس

دائم باید با یسری هم سنوسالات که به نظرت زبون نفهمن بجنگی تا چیزی حالیشون کنی

ولی اگه تو یه خونه مجردی باشم واقعا باحاله

خودم هستم و خودم

هرکاری  رو هر وقت بخام انجام میدم ،مسوولیتی رو دوشم نیست

به درسهام میرسم ،هر غذایی دوست دارم میپزم یا هر چی خاستم سفارش میدم 

برای خودم میرم خرید

چقدر خوبه.واقعا تصورش حالمو خوب می کنه.

واقعا مسوولیت داشتن آدمو خسته میکنه،مخصوصا وقتی میبینی کسی قدرتو نمیدونه،همه میخان از سر راه برت دارن

درست هر موقع به خدا گفتم میخام خوب باشم ،سنگهای بزرگی میندازه جلو پام

فقط امیدم به آیندست

امیدوارم در آینده به آرامش برسم

حتی اگه اون آینده تو این دنیا نباشه

هر چی هست آخرش خوب باشه

آخرش خودم باشم و خودم

تنهای تنها،با درسهام و خوراکیهام

/ 0 نظر / 156 بازدید