خواب

سلام دوستان مهربونم صبحتون بخیر.خیلی خیلی دوستتون دارمقلبماچ.

دیشب خواب کسی رو دیدم که اصلا به فکرش نبودم و با این خواب کلی خاطره برام زنده شد .نمی دونم حکمت و دلیل این خوابها چیه؟؟؟؟/متفکر

کسی که خوابشو دیدم معلم زبان چهار ساله ی دبیرستانم بود

تنها معلمی که در کل دوران تحصیلیم دوستش داشتم و یا بهتره بگم عاشقش بودمقلب

ایشون سه ساله ی دبیرستان معلممون بود ووقتی رفتم پیش دانشگاهی چون یه جای دیگه بود اصلا فکرشو نمی کردم که بتونم دوباره ببینمش ولی تقدیر جوری رقم خورد که ایشون اومدن مدرسه ی ما و از بین اون همه کلاس معلم کلاس ما شدند .یادم مییاد اون روز چقدر خوشحال بودم لبخند

ایشون یه خانم قد بلند .سفید با چشمهای سبز و موهای طلایی بودندماچ

تنها معلمی بودن که کفش پاشنه بلند و بسیار شیک می پوشیدن(بقیه کفش طبی داشتن).مدل مانتوش همیشه به روز بود .بوی عطرش همیشه به مشام میرسید لبخند

دلیل دوست داشتن من تنها مشخصات ظاهری ایشون نبود بلکه بیشتر شخصیتش بود که برام جالب بود

ایشون بسیار تمیز و منظم و مهربان و در عین حال جدی بودنماچ

تنها کسی بود که وقتی سر کلاسمون بود صدا از کسی نمییومدچشمک

وقتی برگه های امتحانی رو میبرد خونه تا صحیح کنه اونا رو خیلی منظم میزاشت تو یه پوشه و هر کدوم که گوشه هاش تا خورده بود صافش می کرد .وقتی برگه ها رو تحویل می داد خیلی از بچه ها برگه ی خودشونو نمی شناختند از بس این برگه ها صاف و یک دست شده بودن و جالبه که بوی عطر می دادن

جوری هم صحیح میکرد که برگه ها زیاد خط خطی نشه .فقط یه گوشه کوچیک بالای برگه نمره رو یادداشت می کردمژه

هیچ وقت ندیدم گچی یا خاکی باشه یا حتی خسته و عصبی باشه

همیشه لبخند به لبهاش بود .برخلاف معلمهای دیگه کمتر حرف میزد .کتابی که دستش بود تا آخر سال اینقدر تمیز بود که انگار تازه خریداری شده

همیشه هم می گفت اینقدر تو کتابهاتون ننویسید .تا زمانی که معنی کلمات و طرز تلفظشونو یادداشت کنید زبان یاد نمی گیرید

از اونجاییکه که من عاشقش بودم هر چی می گفت گوش می دادم .کتاب زبانم تنها کتابی بود که سفید سفید بود و به همین خاطر زبانم خوب بود و بهش علاقه داشتم

امروز تمام خاطرات برام زنده شد.از صمیم قلب برای معلم زبانم و تنها معلمی که عاشقش بودم سلامتی و عاقبت بخیری می خوام .امیدوارم هر جا هست در آرامش باشهخیال باطل

فک کنم الان حدود 60 سالش باشهقلب

/ 9 نظر / 29 بازدید
معراج

بسم الله الرحمن الرحیم - دعوتید به سایت معراج. شرح طریق معراج بر اساس علم یداللهی عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَیْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً بنده ‏اى از بندگان خاص ما كه او را رحمت و لطف خاصى از نزد خود عطا كردیم و هم از نزد خود وى را علم بیاموختیم. (65 الکهف) نوشته های این سایت برگرفته از صحبتهای یکی از اولیاء الله حال حاضرمی باشدو توضیح اینکه از عرفای دوران قدیم و جدید مثل ایشان شاید در هر عصر و دوران یک نفر متولد شود ، ایشان اُمی هستند (یعنی علوم الهی را از مبدا خلقت خود گرفته اند) و علم توحید را بر اساس شفاعت حضرت رسول(ص) و درک معراج حضرت رسول (ص) از حضرت حق هدیه گرفته اند و دارای علم ید اللهی هستند ، علم ایشان از کتاب و استاد نیست و ازشهود حقایق حکایت کرده و مطابق با واقع صحبت می کنند

پونیا

اوخی چه حس خوبی گرفتم از پستت ایشالله که تنش سالم باشه [قلب]

مهناز

چه خوب که خوابشو دیدی بعده اینهمه وقت!منم عاشق معلم ریاضی دوره راهنماییم بودم.خوشگل و خوش تیپ و خوش لباس بود.برعکس معلم دینی مون که همیشه کجا لباساش چروک بود و مقنعه اش کج و کوله سرش میکرد!واسه همین من تو دبیرستان و دانشگاه رشته ریاضی رو انتخاب کردم و عاشق ریاضی شدم!

بهاره

سلام خانومی معلومه ک آدم عاشق این جور معلما ميشه... آره همه ی معلم های زبان میگن ک معنی و تلفظ رو ننویسین ولی من مینوشتم و ب خاطر همین زبانم بیست بود همیشه.. البته اول و دوم راهنمایی ی معلم داشتیم ک نمیذاشت بنویسیم و خیلی هم بد درس میداد هیشکی نمیفهمید شانس آوردم ک قبلش رفته بودم کلاس زبان و پایم قوی بود و سوم راهنمایی ی معلم خیییلی خوبو مهربون و خوشگل اومد و ی تحول ایجاد کرد همه بچه ها ازش راضی بودن منم از اون سال همش زبانم بیست بود دیگه جوری ک همه تعجب کرده بودن!! من عاشششق زبان انگلیسی هستم!!! خانومی الان ک اومدم وبلاگت پستتو خوندم نوشتی خواب اتفاقا منم دیشب ی خابی دیدم میخاستم همین پستو بذارم!!! حالا شاید بذارم!!

بهاره

عزیزم منو لینک کن باشه؟

ققنوس

سلام،ایمیل براتون گذاشتم.

موژان

وقتی یک دانش آموز اینجوریاز ملمش تعریف میکنه یعنی واقعا معلم خوبی بوده ... منم چند تا از معلم هام همین حس رو بهشون داشتم... کاش همه معلم ها همینجوری بودن

یه بنده خدا

نه! معلم های فارسی و عربی همیشه هم بد لباس و کج و کوله نیستن! مثلا خانم سبزی معلم فارسی دورۀ راهنمائی من! یه چیزی بود شبیه همین معلم انگلیسی شما! دو تا معلم عربی هم داشتم جفتشون رتبۀ تک رقمی کنکور بودن و ظاهرشون هم خیلی خوب بود! یه معلم حسابان هم داشتیم که دیگه خیلی خیلی به روز و شیک بود! و از همه مهمتر یه معلم دینی تو مدرسه مون بود که خیلی خانم زیبا و خوش لباس و مرتب و البته خوش اخلاقی بودن! من واقعا شیفتۀ این آدم بودم! هروقت یادشون میفتم دلم براشون تنگ میشه!

زیبا

سلام بانو .. دیگه سعادت حضورتون رو نداریم ... براتون ارزوی شادی وسلامتی روز افزون دارم [قلب]