دعوا

سلام دوستان مهربون و گلم .خوبین؟خوشین؟روزه ها شما رو نبرده؟نیشخند.

خدا رو شکر احوالات من و خانوادم خوبه .الان هم همگی مشغول دیدن والیبال هستن.لبخند

نمی دونم چرا این روزا اینقدر تند تند میگذره .تا چشم به هم میزنی موقع افطاره بعدش هم که تا بجنبی باید بخوابی تا سحر پاشیقهر

فکر کنم اکثرا شبها تا سحر بیدارن و نمی خوابن ولی بچه های من نمی تونن بیدار بمونن .یکی دوبار هم که بیدار بودن تا دو بیشتر نتونستن بشینن و خوابشون برد .کلا اگه خوابشون کم باشه نمی تونن سحری بخورنابرو

چند شبی هست یه زوج محترمی از فامیلمون دعوا دارن .خانم خونه قهر کرده و رفته خونه ی باباش و آقای خونه هم سرگردون که چه خاکی به سرش بریزهخنثی

چنتا خانواده اومدن باهاشون حرف زدن.بزرگای فامیل اومدن.این اومد اون رفت.خلاصه اینا آشتی نکردن که نکردنچشم

منم از دور بدون هیچ حرفی فقط نظارگرشون بودم تا اینکه خانم خونه ازم خاست بهش کمک کنم و به قول معروف راه جلوی پاش بزارممژه

منم انچه که به ذهنم می رسید بهش گفتم .جالبه که فرداش آشتی کردن و خانم خونه گفته حرفای من خیلی روش موثر بوده و باعث شده بدونه چیکار کنهچشمک

همسری هم اومده بهم می گه تو که بلدی اینقده خوب راه حل جلو پای مردم بزاری خوب وقتی خودمون دعوامون میشه یه راه حل ارائه بده تا مشکل حل بشه.مژه

منم گفتم من هم راه حل و می گم .هم مشکل میگم .ولی متاسفانه گوش های شما درو دروازه ست زبان

اینجا بود که همسری سکوت را به ادامه ی بحث ترجیح داد که یه وقت به دعوا کشیده نشه و بلایی که سر اون خانواده اومد سر ما نیاداز خود راضی

توی حرفای من و اون خانم خونه نکته ی جالب این بود که ایشون از یه سری کارهای شوهرش ناراحت بود و همون کارها رو همسری در درجات بالاتری انجام میدن ولی من تا حالا به خاطرش دعوا و قهر و جنگ راننداختملبخند

وقتی بهش گفتم چقدر سخت میگیری مردها همشون اینجوری هستن یکیش همسر بنده.گفت شاید تو بخوای تحمل کنی ولی من نمی خوام تحمل کنم اوه

آیا کار من درسته یا کار ایشون ؟آخه اگه تحمل نکنی و بخوای دعوا رابندازی که بهتر نمیشه(شما شرط رو بر این بزارید که اون رفتار درست نشدنی ست)

هر کس یه خوبیهایی داره یه بدیهایی درست مثل خودمون .حتما همسر ما هم داره یه سری از رفتارای ما رو تحمل میکنه وگرنه نمیشه زندگی کرد

اصلا معنای زندگی همین اختلافها و جنگیدنها و تفاوتهاست .اگه اینا نباشه که آدم میشه یه موجود لوس بی خاصیتسبز

/ 11 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهناز

چه خوب که زندگیشون رو درست کردی![چشمک]ولی در کل,همیشه صحبت و راهتمایی در مورد زندگی بقیه راحت تره,تا آدم بخواد همون حرفها رو تو زندگی خودش پیاده کنه!من با تحمل کردن موافق نیستم.حالا نه اینکه دعوا و قهر باشه,ولی باید یه رفتار و عکس العملی در قبال اون رفتار زشت آدم از خودش نشون بده تا طرفش بفهمه که رفتارش بده و به مرور بخواد که عوضش کنه.

شهلا

سلام گل مریم چه کارخوبی کردین که باعث شدین قهر یه خانواده ازبین بره ایشالا زندگی خودتون هم شیرینتر میشه بخاطر این کار خوبتون به نظر من فقط تحمل کردن خوب نیست چون تا یه جای ادم میتونه تحمل کنه که اونهم سخته ولی میشه تحمل نکرد ودعوا کرد ومیشه تحمل نکرد وسعی کرد برای تغییر شرایط که اخری بهتره البته نظر شخصی منه میتونه درست هم نباشه [بازنده][قلب]

زیبا

برای منم دعا کن یه همسر خوب وبااخلاق قسمتم بشه مریم جان [لبخند]

هیما

آفرین که تونستی یه خانواده رو آشتی بدی[دست]

tarlan

سلام خانومی دو خونواده متفاوت با دو فرهنگ و تربیت مختلف طبیعیه که مشکلاتی داره ولی به قول ما آذریها وقتی یک طرف منه طرف مقابل باید نیم من باشه و کوتاه بیاد یکم تحمل و یکم کوتاه اومدن خیلی از مسایل زندگی رو حل میکنه . دستت درد نکنه که میونه رو گرفتی و باعث اشتیشون شدی.

موژان

خیلی خوبه آشتی دادن دو نفر مخصوصا اگه زن و شوهر باشن خیلی حس خوبی داره [قلب] ولی بعضی وقتام خیلی سخت میشه که نمیتونی کاری بکنی . ایشالا آشتی و دوستی مهمون همیشگی زندگی خودتونم باشه عزیزم

مه سو

آره موافقم...اینقد فرصت باهم بودنا کوتاهه که حیفه به جنگ و دعوا بگذره....

ایاز

علیرغم خشن بودن ظاهری و غیرمنعطف بودن عموم مردها (که به نظر میرسه تا حدی درشون نهادینه باشه با طبیعی)، باید گفت که در برخی از مواقع، مردها شبیه یه بچه ها هستند که همسر باید بدونه چطور باهاش تعامل کنه. شاید درست نباشه اما به قول اون فیلمه: من سه تا بچه دارم، سارا، نیکا، نقی (!) زندگی همینه.... اگه قابل باشم، در شبهای قدر برای همه بانوان خوب، بزرگوار و صبور خانواده های ایرانی دعا کردم، مخصوصاً شما.