دل خوشی

سلااااااااااااااام صبحتون بخیر  دوستان عزیزم فدای مهربونیهای همتونماچ

دیروز علی رغم میل و خاستم به خاطر کارهای زیادی که داشتم دعوت خانواده ی عزیزی را پذیرفتیم

کلا من این مدلیم تا جاییکه راه داشته باشه و حتی فرار از خواسته و توانم دعوت کسی رو رد نمی کنم .چون برای خودم بارها پیش اومده و ناراحت شدم

خلاصه برای صرف صبحانه و ناهار همگی رفتیم خارج شهر و در دل طبیعت

صبح خیلی زود راه افتادیم و نزدیک ظهر اطرافمون خیلی شلوغ شد .انگار سیزده بدره

مردم از دست این گرمای شهر پناه بردن به طبیعت

توی مسیر برای اینکه بچه های دو خانواده پیش هم باشن و یک سری مسائل دیگه با همسری نبودم .موقع بازگشت همسری گفت خانوم منو بدین پیش خودم باشه قلب

این حرفش خیلی به دلم نشست خیلییییییییلبخند

شاید بگید اینکه حرف خاصی نبوده که من اینقدر ذوق کردم .ولی برای منکه سالهاست کلامی از جنس دوست داشتن نشنیدم کلی قشنگ و خواستنی بودلبخند

دلخوشی ما خانومها همین حرفهاست دیگهمژه

/ 7 نظر / 11 بازدید
خواننده خاموش

منم این حرفا خیلی خیلی به دلم میشینه ولی سالی شاید یکی دو بار بیشتر نشنوم. دیروز همسر منم خیلی عشقولانه با من حرف زد. فکر کنم ایندفعه واقعا از ته ته دلش بود آخه خیلی با احساس بود و تو چشماش صداقتش حس می کردم.

موژان

خیلی هم جمله ی شیرین و عاشقونه ای بوده همش که عاشقتم و دوستت دارم نیست اتفاق این جمله ها خیلی بیشتر به دل میشینن .... ایشالا روز به روز عشقتون بیشتر بشه

بهاره

وای چ خوب عزیزم اره شاید با ی حرف ساده ی نفر واقعا از ته دلش خوشحال بشه [لبخند]

خانومی

سلام مریم جان.اتفاقا برای خودش غزل عاشقانه ای بوده. همسری هم از این کارا بلد نیس مریم جان ولی با این خصلتش کنار اومدم. چون میدونم دوسم داره،قطعا همسر شمام عاشقته نوشته بودی اسمشو تغییر دادی،چه کار خوبی کردی گلم.بین خودمون باشه،همسری هم با اسم عزیزترین تو مخاطبینم سیو شده.

sepideh

سلام به شما و مرسی از مطالب و نوشته های جالبتون.نگارش روان وزیبایی دارین که در عین مختصر بودن آدم رو با خودش به عمق ماجرا میبره.خیلی از حرفاتون حرف دل خیلی از خانوماس که محبت کلامی در زندگیشون تقریبا صفر هستش. فکر کنم شما یه بچه ی پسر داشته باشین.بهتره از ایشون شروع کنید.بهش یاد بدین چطور به یک زن عشق بورزه تا اون زن زندگیشو از عشق لبریز کنه. ما زنای ایرانی متاسفانه در خانواده هایی بزرگ شدیم که پدر و مادر ابراز احساسات به هم رو عیب میدونستن و تو دلشون نگه میداشتن.از خودتون شروع کنید تا همسرتون بیشتر درک کنه کنه به این حرفا خیلی بیشتر از پول و غذا احتیاج دارین. زیاد حرف زدم .موفق باشین