روزهای شلوغ

من عاشق روزهای پرکارم.البته اگه فول انرژی باشم،جدیدا متوجه شدم علت زودخسته شدن و کم انرژی بودنم در بعضی مواقع،کم خونیه.

باید درمانش کنم.

چون کار زیاد دارم.

قبلا هم گفته بودم که یه کار پژوهشی برداشتم که زمان و تمرکز زیادی میخاد.

فیلم های کارگاههای آموزشی موتورهای کاووش رو هم گرفتم و باید بشینم با دقت ببینم و خلاصه برداری کنم ،چون میخام به خانومای حوزه یاد بدم.

امتحانای میانترمم از آخر فروردین شروع میشن.

اینترمم بیست واحد برداشتم.

خلاصه که اینجوری زندگی کردن دوست دارم،از بیکاری و موثرنبودن بدم مییاد،بقول همسر دنبال دردسر میگردم.

دخترک میگه مامان تو این سن و سال حال داریااااا،بشین تو خونه بدون استرس حالشو ببر ،چیه هر روز میری کلاس و امتحان و ،،،، .

منم وقتی همسن دخترک بودم از درس خسته میشدم ،آرزوم این بود یه موقعی برسه که تنها دغدغم پختن ناهار باشه،ولی حالا که بچه هام بزرگ شدنو کاری جز پخت و پز ندارم ،دیدم اصلا نمیخام بشینم تو خونه و یه جا لم بدم.

معاون آموزشیمون میگفت خانوماییکه سنشون بالاتره و بچه هاشونو بزرگ کردن ،انگیزه ی بیشتری برای درس خوندن دارن و به تبع علاقشونم بیشتره.

واقعا درسته

مجردهای کلاس جز متوسط به پایین کلاسن و متاهلا جز زرنگها و فعالان کلاس.

کاش وقتی مجرد بودم بیشتر قدر درس و کلاسها رو میدونستم.

+فردا شب خواهر همسر مهمونمونند.میخام مرغ زعفرونی درست کنم ان شالله.

/ 0 نظر / 98 بازدید