سوت پایان

به چشم برهم زدنی ،تعطیلات نوروزی هم تموم شد.خداروشکر تعطیلات خوبی بود،قبلش استرس تعطیلات داشتم چون اصلا از تعطیلات خوشم نمییاد.ولی خیلی خوب بود.

آبجی گلم بعد یکسال اومد شهرمون ،داداشمم روز هفتم اومد و خلاصه جمعمون جمع بود حسابی.هر روز میرفتیم خونه مامانم برای دور هم بودن یا اونها میومدن خونه ما.

آخراش همسر جان دیگه از اینهمه رفت و آمد خسته شد و روز دهم پیشنهاد یه گردش اطراف شهر داد.اولش دوست نداشتم برم ،چون بودن با آبجی و خونوادم برام لذتبخشتر بود،ولی برای اینکه همسرجان ناراحت نشه قبول کردم.

واقعا گردش خوبی بود و همسر بد خلقی و عصبانیت نداشت و سفر رو به کاممون تلخ نکرد،تازه کلی سبزی محلی چیدیم باهمدیگه و حسابی پیاده روی کردیم.

امروزم که سیزدهم بود کلا در منزل بودیم،دخترک مشغول انجام پیکش بود و من هم مشغول تحقیقم.

اینو بگم که تو تحقیق دارم حرفه ای میشم ،به خاطر همین علاوه بر تحقیق کلاسیمون یه تحقیق دیگه هم برداشتم که مشغول نوشتن طرحش هستم.

خلاصه امروزم تموم شد و به بچه ها گفتم زودتر بخابن تا صبح همگی بتونیم به موقع پاشیم برای روزهای پرتلاشمون در سال جدید.

امیدوارم همگیتون همیشه پر از انرژی و سلامتی باشید و در کارهاتون موفق.

فعلا شبتون خوش.

/ 0 نظر / 43 بازدید