مهربونی

سلام  دوستای مجازی مهربونم .صبحتون بخیر .خیلی دوستتون دارمماچ.

دخترک من تازه به سن تکلیف رسیده و تا حالا برای نماز خوندم مجبورش نکردیم..هر وقت خودش مایل بوده خونده .یه موقعی هم حدود یک ماه تمام نمازهاشو حتی نماز صبحشو همون اول وقت میخوند.ولی حالا که داره بهش واجب میشه تنبلی می کنه و نمی خونه.در زیر مکالمه ی من و دخترمه برای اینکه بفهمم دلیلش چیه که تنبلی می کنه.

من:دختر گلم امشب پاشو نمازتو بخون

دخترم:نه مامان ده روز دیگه مونده

من:خوب گل من اگه کمی زودتر شروع کنی وقتی وارد سن تکلیف شدی دیگه اشتباهی نداری و نمازتو درست میخونی

دخترم:نه مامان .همون نماز ظهر که مدرسه می خونیم کافیه .اشتباه ندارم

من:آخه نماز خوندن به آدم نشاط میده .ادمو خوشگل می کنه .سرحال میشی.درساتم بهتر میفهمی

دخترم:من که همه ی کارهامو کردم .مشق ندارم

من:راستی یه مدت خیلی خوب بود.تمام نمازهاتو سر وقت می خوندی چی شد ادامه ندادی عزیزم؟

دخترم:آره (با خوشحالی زیاد)یادته مامان.آخه می دونی چرا ؟اونموقع اربعین بود من از امام حسین خاستم کمکم کنه تا همیشه نمازهامو اول وقت بخونم

من:آفرین دختر گلم .امام حسین برای نماز به شهادت رسید .تو میدون جنگ هم نمازش ترک نشد .مرحبا به تو که از ایشون خاستی کمکت کنه.اگه باز هم بخوای کمکت می کنه .به خصوص الان که نماز داره بهت واجب می شه

دخترم:نه مامان امام حسین فقط یه بار کمک کرد.آخه داداش همه چیو خراب کرد.هر وقت می خواستم نماز بخونم میومد مهرمو برمی داشت .منو میخندوند و نمازمو باطل می کرد .

 

من:داداش کار بدی کرده .حالا برای اینکه امام حسین خوشحال کنی پاشو نمازتو بخون

دخترم:نه مامان

من:می دونی هر وقت یه نفر پا میشه می خواد بره وضو بگیره و نماز بخونه شیطون با صورت میفته زمین.ووقتی شروع به نماز بکنه شیطون همین جوری درد می کشه و عذاب میشه؟

دخترم:آخه مامان دلم نمییاد شیطون اذیت کنم .گناه داره.دلم براش می سوزه.

من:تعجبهیپنوتیزمخنده

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فيلم آشپزي

سلام . وبلاگ خوبي دارين به سايت ما هم سر بزنين خوشحال ميشيم http://www.filmashpazi.com/

وحید53

نوجوونی که قران بخونه قران حقیقی که یه مصداقش نمازه سخن های نیک آفریدگار با گوشت و خونش امیخته می شه

شهلا

سلام گل مریم عزیز پس شما ادم مذهبی هستین خوبه [لبخند] هرطوری که خودتون نمازبخونین دختر گلتون اونو یاد خواهد گرفت نگرانی نداره ولی عاشق جمله اخر دخترتون شدم دلم نمیادشو میگم [نیشخند]

آنا

من وقتی بچه بودم مامانم مجبورم می کرد به نماز خوندن. البته یک کمی خشن تر از شما ... اما خوب آخرش این شد که از لج مامانم و خدا و همه کائنات که من را ساعت پنج صبح بیدار می کردند وضوی درست و حسابی که نمی گرفتم هیچی، موقع خوندن نماز هم فقط اداش را درمی آوردم. باور می کنی به جای ذکر عدد می شمردم؟ سال ها بعد به اختیار و علاقه خودم خواستم نماز بخونم. مذهب یک امر شخصی و درونیه. تا وقتی درک نکنه چرا باید نماز بخونه براش می شه یک عادت اجباری زجر آور. همون یک ذره اشتیاقش هم گرفته می شه.

موفرفری

راحتش بذارید. همه کسایی که تو این سن و سال خیلی معتقد شدن زود همون اعتقاد رو از دست میدن.

مریم

مبارک باشه عزیزم .. بچه ها الگو برداری می کنن اگه پدر و مادر نماز بخونن اوونم می خونه

شیخ سلما

مریم خانم سلام گرم منو بپذیر چه خوب که نگران فرائض دختر گلت هستی. آفرین به تو زن نمونه به نظر من از عاقبت نماز خوندن بگی براش هم خوب باشه. و از بهشت و با داستان ها کودکانه درمورد نماز به خوندن ترغیب بشه بهتره. و اینکه خواهر نازنینم خود شما اگه سعی کنی سر وقت نماز رو برپا کنی و برا ایشونم جانماز پهن کنی بهترین راهه. اهمیت نماز رو خود ما باید به بچه القاء کنیم. البته هی پشت سر هم نگید که بیا بخون بیا بخون. خوش به سعادتون کاش منم یه دختر کوچولو داشتم.

موفرفری

خب خودم همینجوری بودم.نه از طرف خانواده. از طرف مدرسه... خانواده مم هدایت میکردن ولی نه اونجور که زور بگن... میدونید چیزایی که چشم بسته قبول کردم هرچند درست هم باشه الان نمیتونم اونجوری که باید قبولش کنم

مژده

سلام دوست عزیز...تا اینجا همه ی پست هاتو خوندم[قلب]قشنگ مینویسی[گل] منو از همون اول زور کردن به نماز،متاسفانه الان اونطور که باید نمیخونم[ناراحت]خودمم میدونم اشتباهه هاااا....ولی.....[ناراحت] به هرحال....خوشحال میشم به منم سر بزنید...همیشه از پیدا کردن دوستان جدید خوشحال میشم[لبخند]منتظر حضور گرمتون هستم[گل]