تلویزیون

سلام دوستای از گل بهترم .شما نمونه اید یه دونه اید.فدای همتونماچ.دیشب کلی مطلب نوشتم وقتی فرستادم ارور داد.متاسفانه پرشین بلاگ همراهی نمی کنه وگرنه زود به زود مزاحمتون می شدم.                                                                                           من وقتی تنها هستم یا آهنگ میزارم یا تل روشن می کنم و یه شبکه ای می زنم و فقط از صداش استفاده می کنم.

چند روز پیش شبکه ی نسیم بود و برنامه ی خندوانه.

مهمون برنامه یک آقای میانسال تقریبا موسفید بود .یک خاطره از 5 سالگی پسرش که الان ده سالش بود تعریف کرد که ترجیح دادم برای کسانی که ندیدن اینجا بنویسم تا به عمق فاجعه پی ببرید.

نقل قول مهمان برنامه :یه روز رفته بودیم باغ که یک حوض بزرگ داشت.پسرم 4 بار افتاد تو اب و من مجبور شدم 4 بار بپرم تو آب و بنابراین 4 بار هم لباس عوض کردم(صدای خنده ی تماشاچیان).موقع  رفتن که هوا تاریک شده بود دیدم پسرم نیست صدای شالاپ اب اومد و فهمیدم دوباره افتاده تو آب .دوباره پریدم تو اب و درش اوردم .نکته ی جالبش این بود که وقتی از اب در اومد می خندید.                                                             مجری پرسید پسرتون شنا بلد بود ؟گفت نهخنده.بعد از این حادثه فهمیدم که باید بهش شنا یاد بدم.

حالا من موندم جالبی این خاطره کجاش بود؟یک پدر که نتونه از فرزندش مراقبت کنه چطور می تونه تربیتش کنه؟اگه در یکی از این دفعات پسرش طوریش شده بود آیا باز هم یک خاطره ی جالب داشت؟

عمق فاجعه اونجا بود که ایشان یک متخصص روانشناسی بودن که به معتادین در امر ترک مشاوره می دادننگران.بعد از اون خیلی خوشحال شدم از این جهت که اگه اوضاع یک روانشناس اینه پس خوش به حال مامژه 

/ 5 نظر / 7 بازدید
زیبا

باسلام بهنظر بنده هم گفته شما درست است. زمانی که نام مقدس پدر ومادر را روخودمان میگذاریم دیگر دایره هستیم حول محور کودکمان...

مژده

نه دیگ مثل این آقای به اصطلاح روانشناس]نه دیگ مثل مامان بابای من که بااینکه19سالمه نمیذارن تکون بخورم[عصبانی]

بهاره

وای عزیزم باهات موافقم خخخخ ن ی بار ن دو بار اونم چیییی چهار بااااااار[خنده]

Amitis

midunin ravashe tarbiateshun kamel dorost bude?