خودم

سلااااام صبحتون بخیر دوستای از گل بهترمماچ

اینجا پر شده از عطرگل .هم به خاطر شما دوستای گلم هم به خاطر کیک گل محمدی که تو فر داره میپزهلبخند

یعنی هر اتفاقی بیفته من بیشتر از ساعت شش نمی تونم بخوابم حتی اگه دو خوابیده باشماوه

امروز صبحونه هوس کیک کردم .امتحانی با گلهای محمدی که چیدم و خشک کردم و پودرشون کردم کیک درست کردم ببینم چی میشهعینک

اگه خوب شد دستورشو میزارماز خود راضی

راستی یه خبر خیلی خوب دارم برای دوستای گلم

من مشکلمو پیدا کردممژه

قسمت اعظم مشکل بنده اینه که به خودم اهمیت نمی دم.خودمو فنا کردم.هی گذشت های الکی تحملهای اعصاب خورد کن .آخه تا کی .وقتی این همه ساله جواب نداده پس راهتو عوض کن مریم خانووووم گلآخ

نمی خوام وارد جزییات تصمیمم بشم ولی فکر می کنم این روشم جواب بده.مثلا کیک پختن امروزم فقط برای خودمه برای مریم گلیلبخند

مهم نیست که همسری عصرها می خواد بخوابه و بیرون نمیره .خودم میرم .چرا باید بشینم تو خونه در حالیکه دوست ندارم .چرا باید همش منتظر عکس العملهای همسری باشم

بازم از همه ی شما ممنونم که اینقدر گلید .از تک تک راهنماییها و نظراتتون استفاده کردم .نظرات خصوصی از دوستای زیادی داشتم که نمی دونم چرا نمی خواستن عمومی بشه .یه نفر رضایت داد و عمومیش کردم ولی بقیه نه.به نظرم اگه نظر درسته و مورد استفاده ست بهتره همه استفاده ببرن شاید سوال خیلیها باشه

سلما جووون

نازی جووون

آقا پویا

آقا وحید

آقا محمد جواد

مهتاب جووون

آقا صدر

خودم

پریا جووون

توت فرنگی جوون

هیدرا جووون

خانمی جوووون

سرور جوووون

آنا جوووون

ترلان جوووون

آقا مسعود

زرین جووون

زیبا جووون

موژان جووون

آوا جووون

مگی جووون

اعظم جووون

و بقیه ی دوستان مهربونم ببخشید اگه اسمی از قلم افتاده

کاش می شد بتونم به پاس قدردانی این کیک خوش عطر تقدیمتون کنمقلب

 

 

/ 24 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آوا

سلام مریم جون,خوبی؟امروز با وبتون آشنا شدم و آرشیوتونو خوندم دوتا سؤال برام پیش اومده که اگه جواب بدید,ممنون میشم.یکی اینکه از لابه لای حرفاتون اینجور بر میاد که انگار شبها همسرتون پیشتون نمیمونه و میره خونه دوستاش!!!!آره؟یعنی شبها خونه رفقاش میخوابه؟!و یکی دیگههم یه پست راجع به اعتیاد و قلیون نوشته بودید,خواستم بپرسم,شوهر شما معتاده؟ببخشید ازینکه سؤال میکنم عزیزم.فقط دوس داشتم بیشتر باهاتون آشنا بشم.مرسی گلم

هیما

خوشحالم مریم جان خیلی تصمیم خوبیه که گرفتی ، امیدوارم موفق باشی

آوا

عزیزم,من وبلاگ ندارم,ولی آدرس ایمیلم رو برات گذاشتم.

آوا

عزیزم,من وبلاگ ندارم,ولی آدرس ایمیلم رو برات گذاشتم.

زبله

نمیدونم چه تصمیمی گرفتی ولی از کامنت دوستان معلومه تصمیم خوبی گرفتی..آفرین ادامه..بعدا میام میخونم چی نبشتی الان کار دارم خو..[نیشخند]

آوا

خب من که گفته بودم تازه امروز با وبت آشنا شدم!!!مسلمأ جزو خواننده های قدیمیت نیستم که بشناسیم(اگرچه,وبلاگ شمام دو سه ماه بیشتر نیس که راه افتاده,یعنی قدیمی نیستین).ولی اگه دوس دارید با همون خواننده های قدیمتون ارتباط داشته باشید و دوست جدید نمیخواید,مشکلی نیست عزیزم.

مگهان

چه جالب ... کیک گل... باید یه ته طعم تلخی داشته باشه نه؟ رنگش چطور شد ؟ ما یه حلوا درست می کنیم با گل که طعمش محشره... یه ته مزه ی تلخی هم داره

آوا

سلام خانومی من اولین بارمه که اومدم تو وبلاگت خودمم یه خانوم خونه دارم و بیست و هفت سالمه احساس میکردم ازینکه شغل بیرون از خونه ندارم دارم بیهوده عمرم و تلف میکنم واسه همین خیلی ناراحت و افسرده شدم جالب اینجاست که هیچ تلاشی برای بهتر شدنم نمیکنم ازینکه اومدم و مطالبتونو میخونم خیلی خوشحالم منم خیلی کیک درست میکنم بهم آرامش میده مخصوصا وقتی که بوش تو فضای خونه میپیچه

آوا ناز

سلام خانومی من اولین بارمه که اومدم تو وبلاگت خودمم یه خانوم خونه دارم و بیست و هفت سالمه احساس میکردم ازینکه شغل بیرون از خونه ندارم دارم بیهوده عمرم و تلف میکنم واسه همین خیلی ناراحت و افسرده شدم جالب اینجاست که هیچ تلاشی برای بهتر شدنم نمیکنم ازینکه اومدم و مطالبتونو میخونم خیلی خوشحالم منم خیلی کیک درست میکنم بهم آرامش میده مخصوصا وقتی که بوش تو فضای خونه میپیچه یکی از خانوما اسمش با من یکی بود واسه همین یه ناز بهش اضافه کردم

بهاره

چ تصمیم خوبی گرفتی عزیزم موفق باشی [ماچ]